راهنمای تعامل مثبت والدین با کودک و نوجوان مبتلا به دیابت

چطور از فرزند مبتلا به دیابت خود حمایت کنیم، بدون اینکه او را به خودمان وابسته کنیم؟

با حمایت، آموزش و واگذاری تدریجی مسئولیت‌ها به فرزندتان کمک کنید خودش مدیریت دیابت را یاد بگیرد. کنترل بیش از حد، انجام همه کارها به‌جای او یا القای این باور که «بدون من نمی‌توانی» می‌تواند باعث وابستگی و کاهش اعتمادبه‌نفس او شود. میزان مسئولیت کودک یا نوجوان باید متناسب با سن و توانایی او بیشتر شود.

نگرانی والدین درباره قند خون، تزریق انسولین، فراموش‌شدن مراقبت‌های لازم برای فرزندشان یا اتفاقاتی که ممکن است بیرون از خانه رخ دهد، قابل درک است. بااین‌حال، اگر بیشتر مسئولیت‌های مدیریت دیابت همیشه بر عهده والدین بماند، ممکن است کودک یا نوجوان به‌تدریج احساس کند بدون حضور آن‌ها نمی‌تواند از خودش مراقبت کند.

منظور این نیست که والدین کنار بروند؛ بلکه بهتر است میان حمایت از فرزند مبتلا به دیابت و فرصت دادن به او برای یادگیری و مستقل شدن، تعادل ایجاد شود.

استقلال کودک در مدیریت دیابت به تدریج شکل می‌گیرد

کودکان و نوجوانان می‌توانند متناسب با سن و توانایی خود، به مرور در کارهای مربوط به مدیریت دیابت مشارکت بیشتری داشته باشند؛ برای مثال یاد بگیرند قند خونشان را بررسی کنند، در تزریق انسولین مشارکت داشته باشند یا مراقبت‌های روزانهٔ خود را بهتر بشناسند.

برای کودکان کوچک‌تر، حضور و نظارت والدین همچنان اهمیت زیادی دارد. در عین حال، سپردن مسئولیت‌های کوچک و متناسب با سن می‌تواند به کودک کمک کند تجربهٔ موفقیت داشته باشد و احساس کند توانایی مراقبت از خودش را دارد.

این روندِ تدریجی می‌تواند به افزایش اعتمادبه‌نفس کودک مبتلا به دیابت و آمادگی او برای موقعیت‌هایی مثل مدرسه، مهمانی، اردو یا سفر کمک کند.

کنترل بیش از حد ممکن است وابستگی را بیشتر کند

گاهی اضطراب و نگرانی والدین باعث می‌شود مرتب دربارهٔ قند خون، انسولین، غذا، یا فعالیت‌های فرزندشان سؤال کنند یا بسیاری از کارها را خودشان انجام دهند. نیّت پشت این رفتار معمولاً محافظت از کودک است؛ اما تکرار چنین رفتارهایی از سوی والدین، می‌تواند ناخواسته منجر به ایجاد احساس ناتوانی در او شود.

استقلال فرزند به معنای بی‌تفاوتی والدین نیست

حمایت مؤثر می‌تواند به این معنا باشد که والدین همچنان در دسترس و مراقب باشند، اما به کودک یا نوجوان نیز فرصت بدهند مهارت‌های لازم برای خودمدیریتی دیابت را به تدریج تمرین کند.

چگونه همکاری کودک برای تست قند و تزریق انسولین را بیشتر کنیم؟

کودکان همیشه با توضیح و نصیحت همکاری بیشتری نشان نمی‌دهند. در سنین پایین‌تر، بازی می‌تواند راه مؤثرتری برای آموزش و کاهش ترس باشد.

برای مثال، استفاده از عروسک، نوبتی‌کردن محل تست قند یا تبدیل بعضی از مراحل مراقبت به یک بازی ساده می‌تواند به کودک کمک کند تجربه آرام‌تری از اندازه‌گیری قند خون یا تزریق انسولین داشته باشد.

البته روش ارتباط باید با سن کودک هماهنگ باشد. شیوه‌ای که برای یک کودک خردسال جذاب است، ممکن است برای یک نوجوان بیش از حد کودکانه به نظر برسد.

برخورد با نوجوان مبتلا به دیابت چه تفاوتی با دوران کودکی دارد؟

دورهٔ نوجوانی معمولاً با نیاز بیشتر به استقلال فردی همراه است. در این دوره، کنترل مداوم یا صحبت‌کردن با نوجوان به شکلی که احساس کند هنوز با او مانند یک کودک برخورد می‌شود، ممکن است باعث مقاومت یا لجبازی بیشتر شود.

گفت‌وگو، احترام به نظر نوجوان و مشارکت دادن او در مراقبت از دیابت می‌تواند به شکل‌گیری رابطه‌ای مبتنی بر همکاری کمک کند.

استقلال نوجوان ضامن سلامت و اعتماد به نفس اوست!

هدف این است که نوجوان به‌تدریج بتواند حتی زمانی که والدین کنارش نیستند، کارهای لازم برای مدیریت قند خون و تزریق انسولین را انجام دهد. به دست آوردن این استقلال علاوه بر محافظت از سلامت او، منجر به تقویت اعتماد به نفس و احساس خودکارآمدی‌اش نیز خواهد شد.

آیا باید دیابت کودک را از دیگران پنهان کرد؟

برخی والدین نگران‌اند که اگر دوستان، همکلاسی‌ها یا دیگران از دیابت فرزندشان مطلع شوند، او را مورد قضاوت یا تمسخر قرار دهند. این نگرانی قابل فهم است؛ اما پنهان‌کردن دیابت می‌تواند در بعضی کودکان احساس متفاوت بودن یا شرمندگی را بیشتر کند.

صحبت ساده و طبیعی دربارهٔ دیابت می‌تواند به کودک یا نوجوان کمک کند بیماری خود را بخشی از زندگی بداند، نه چیزی که لازم باشد بابت آن خجالت بکشد.

همچنین آگاهی افراد قابل اعتماد مانند معلمان و مربیان، دوستانِ نزدیک یا اعضای فامیل می‌تواند در شرایطی که کودک به کمک نیاز دارد، مفید باشد.

احساس گناه والدین بعد از تشخیص دیابت

بعضی از پدرها و مادرها پس از تشخیص دیابت فرزندشان از خود می‌پرسند «آیا کاری کرده‌ام که باعث این بیماری شده باشد؟». این احساس گناه ممکن است نگرانی آن‌ها را بیشتر کند و باعث شود احساس کنند باید دائماً همه چیز را تحت کنترل داشته باشند.

سرزنش‌کردن خود کمکی به مدیریت شرایط نمی‌کند

سرزنش‌کردن خود معمولاً کمکی به مدیریت شرایط نمی‌کند. تمرکز بر یادگیری، آموزش فرزند و ایجاد فضای امن برای مستقل‌ترشدن می‌تواند برای والد و کودک مفیدتر باشد.

دیابت نباید تمام تصمیم‌های آیندهٔ فرزند را محدود کند

کودک یا نوجوان مبتلا به دیابت می‌تواند در کنار یادگیری مهارت‌های مراقبت از خود، برای تحصیل، ورزش، شغل، سفر و آینده‌اش برنامه‌ریزی کند.

مدیریت دیابت ممکن است به برنامه‌ریزی و توجه بیشتری نیاز داشته باشد، اما هدف این است که بیماری تمام هویت یا توانایی‌های کودک را تعریف نکند.

پس به یاد داشته باشید که…

حمایت از کودک یا نوجوان مبتلا به دیابت به معنی انجام همهٔ کارها به جای او نیست. والدین می‌توانند در کنار مراقبت و نظارت، به تدریج فرصت بیشتری برای یادگیری و مشارکت به فرزندشان بدهند.

تعادل میان حمایت والدین، اعتماد به توانایی فرزند و واگذاری تدریجی مسئولیت مدیریت دیابت می‌تواند به کودک یا نوجوان کمک کند با اعتمادبه‌نفس بیشتری از خودش مراقبت کند و برای زندگی مستقل‌تر آماده شود.

متن کامل ویدیو

یکی از مهم‌ترین نکاتی که افراد دیابتی با خانواده‌هاشون درگیر می‌شن، بحث کنترل دیابتشونه. اما وقتی که این فرد خردساله یا نوجوونه، مشکلات خیلی بیشتر می‌شه، مخصوصاً تو دوران کودکی و تو دوران نوجوونی که فرد یه لجبازی‌ها و یه خودمختاری‌ها و یه مستقل‌نمایی‌هایی داره و حرف پدر و مادر و ممکنه حرف تیم درمان دیابت رو گوش نده.

در رابطه با کودکان و نوجوانان، وقتی که دیابت می‌گیرن، مسلماً خود خانواده یه سری باورهای اشتباهی رو دارن و امکان داره من مقصرم و باعث شده که بچه‌ام دیابت بگیره و در نتیجه من باید بیش از حد به اون توجه کنم چون نگرانم، می‌ترسم. برای همین باید خیلی خیلی مراقبش باشم چون اون وارد نیست، بچه‌ست، نمی‌دونه نکنه نتونه قند خونش رو کنترل کنه، نکنه انسولین رو زیاد و کم بزنه چون بلد نیست. و متأسفانه ما بیشترین مشکلی رو که با والدین داریم به خاطر اون باورهای غلطی هستش که توی ذهن خودشون جا افتاده.

یعنی اینکه من اگه من نباشم، بچه‌ام نمی‌تونه. باید خیلی کنترلش کنم. اگر بچه من بفهمن دیابتیه، نکنه مسخره‌اش بکنن، نکنه توی جمع نتونه به درستی بره. باید به بچه‌ام بگم اگه می‌خوای انسولین بزنی، برات جایزه می‌خرما. اگه منو دوست داری، انسولینتو می‌زنی؟ اگر من نباشم، اون نمی‌تونه پس قند خونشو بگیره. باید خیلی خیلی مراقب باشم.

یعنی در کل می‌خوام بگم که باید والدین باورهایی که اشتباه تو ذهنشون افتاده از اینکه بچه من دیابت گرفته یا نوجوان من، مساوی با این هستش که عاقبتش سیاهه. یعنی اینکه دست و پاش از دست میرن.

خانم دکتر، من بارها شدم که دیدم تو کلاس‌هایی که شما برای والدین بچه‌های دیابتی برگزار می‌کنید، دیدم که شما بهشون می‌گید که نگران نباش، این بچه‌ای که آموزش دیده، از پس خودش می‌تونه بربیاد. اما همین‌طور که فرمودید، این نگرش اشتباهی که والدین دارن و هی اصرار دارن که نه این بچه‌ست، نمی‌تونه، اگر یه موقع خدایی نکرده مثلاً اشتباه زیاد بزنه یا کم بزنه یا یادش بره، اون موقع چی؟ شما می‌تونی اون موقع جواب منو بدی؟

معمولاً این پدر مادرها شما تو صحبت‌هاتون می‌فرمایید که این بچه‌ها رو تا یه حدود خیلی زیادی وابسته می‌کنه به خانواده و وقتی که این بچه تو دوران نوجوانی یا جوانی برای تحصیل، برای به هر حال یه مسافرت‌ها، اردوهایی که می‌خواد با دوستانش بره، به مشکل می‌خوره. شما تو جواب این پدر مادرهای نگران چی می‌گید؟

خب مسلماً وقتی که والدین همش باید پشت بچه‌شون باشن، یعنی یک حامی نادرست. اینکه تو نمی‌تونی و این یه طرحواره توی ذهن بچه جا می‌افته که «من نمی‌تونم از خودم مراقبت کنم. چون نمی‌تونم مراقبت بکنم، باید به مادر یا پدر یا کسی که به اصطلاح مراقب من هستش، ببینه که قند من چقدر بالا می‌ره، چقدر پایین میاد. چون اگر اون‌ها نباشن، پس من هم نمی‌تونم فرد سالمی باشم.» این افراد مسلماً اعتماد به نفس پایینی دارن. با همین کلمه‌ای که «نمی‌تونم؛ من نمی‌تونم تنها کاری رو انجام بدم». همیشه باید پدر مادر در کنارشون باشه.

پس شما منظورتون اینه که فرد دیابتی، دیابتش باعث نمی‌شه که عزت نفس و اعتماد به نفسش کم بشه. این نوع رفتار والدینه که با این بچه، با این نوجوون جوری برخورد می‌کنن که اون فرد احساس می‌کنه که بدون حمایت دیگران نمی‌تونه از پس کنترل قند خونش بربیاد یا بعضاً مثلاً شاید خدایی نکرده اتفاق بدی براش بیفته.

بله کاملاً درسته. یعنی طرز فکر اشتباه والدین هستش. اون چیزی رو که خودشون نگرانن، احساس گناهی که می‌کنن که من رفتار بد من باعث شده که بچه من این اتفاق بیفته. پس من باید بیش از حد مراقبش باشم و یا حتی اضطراب بیش از حد والدین باعث می‌شه که بیش از حد به فرزندشون سخت‌گیری کنه، کنترل کنه. وسواسیت بیش از حد باعث می‌شه که «زدی؟ نه اردو نباید بری، اینجا نباید بری، نه چون می‌دونم که شاید یادت بره، مهمونی نرو، این کیکو نخور.»

خانم دکتر، من تو یکی از اردوهای کودکان دیابتی دیدم شما با بچه‌ها یه بازی خیلی خوبی می‌کردید که خب اینجا هم فکر کنم بد نیست دوستان، پدر مادرهای عزیز ما هم بهشون یاد بدید. بچه‌هایی که قبول نمی‌کردن انسولینو جای مختلف بدن باید بزنن، مثلاً دور ناف یا دور بازوها یا روی رانشون، شما یه بازی باهاشون می‌کردید که بچه‌ها قبول می‌کردن یا می‌دیدم بچه‌هایی که مثلاً می‌گفتش که نه مامان حتماً باید از این انگشتم قند خون منو بگیری. می‌شه این بازی‌هایی که شما تو بازی درمانی با بچه‌ها انجام می‌دید و به پدر مادرهایی که تو اردو شرکت می‌کردن یاد می‌دادید و به پدر مادرهای عزیز ما هم الان یاد بدید؟

نکته خوبی رو گفتید و خب باید بگم که همون‌طور که خودتون می‌دونین، بچه‌ها حتی نوجوونا، ما نمی‌تونیم با به اصطلاح اون‌ها رو با نصیحت کردن، با حرف زدن بهشون بگیم این کارو بکن. حتماً با بازی، با بازی کردن که بچه‌ها احساس بکنن که یعنی چیزی نیست. حرف و زبان بچه‌ها، شغل بچه‌ها بازی کردنه. یعنی چی؟ «خب من نمی‌خوام بزنم. نه اینجا دردم میاد. بسه دیگه نزن». می‌گه«پس من چی؟ منم می‌خوام منو بزنی؟ من گناه دارم؟ پس منو دوست نداری؟ پس من چی؟ حالا نوبت منه. خب تو رو زدم. دفعه بعد به خاطر اینکه اینم ناراحت نشه، این انگشتتو باید اینم بزنم. باشه. آفرین. پس من چی؟»

یعنی بچه‌ها با لحن بازی، با حس خوب که خود والدینم این روش رو یعنی اصل مطلب در کودک و نوجوان باید والدین بلد باشن و اون باور غلطشون رو باید به اصطلاح جای اون عوض بشه.

خب خانم دکتر، یه نکته‌ای که خیلی از والدین افراد دیابتی، مثلاً بچه‌ها گلگی می‌کنن اینه که فرد دیابتی که باید انسولین تزریق کنه، همون‌طور که می‌دونید، باید روی بازوها، روی ران‌ها و اطراف ناف این تزریق انجام شه. اما فرد دقیقاً مثل انگشت‌های دست اصرار داره که مثلاً فقط روی بازوی من بزن که خب اینم مشکلاتی براشون ایجاد می‌کنه. می‌شه یه تکنیکی مثل اون قبلی به ما یاد بدید که پدر مادرهای عزیزمون برای اینکه بتونن بچه‌ها رو راضی کنن که انسولینشونو جاهای مختلفی که نام بردیم بزنن؟

اتفاقاً یه بازی هستش خیلی جالبه که پدر مادرها روبه‌روی بچه‌هاشون قرار بگیرن و خیلی راحت با همین مثلاً این این بعد اینور اینور شکم یعنی من.
همون بازی که قدیما ما می‌کردیم.
بله یعنی «من هستم. منم هستم. عه، پس من چی؟ پس من چی؟ آها شکمم هست!» نوبت به نوبت با حالت لحن کودکانه‌ای که هست با لحن البته اینو یادتون باشه در حد سن خودش که خود بچه.

پس شما توصیه نمی‌کنید که این بچه‌هایی که سنشون بیشتر شده مثلاً حالا سن ۱۰، ۱۱، ۱۲ سالن با لحن کودکانه باهاشون صحبت کنن؟
نه چون مسلماً بهشون برمی‌خوره که یعنی من رو درک نکردی داری باهام انگار که مثل یه بچه رفتار می‌کنی و مسلماً حرف شما رو اصلاً متوجه نمی‌شه به جایی هم که بخواد گوش بده باهاتون لج می‌کنه و این مسلماً چیز خوبی نخواهد بود.

خیلی ممنون. خانم دکتر. در پایان صحبتاتون می‌خواستم اگر امکان داشته باشه یه چند تا نکته کلیدی برای پدر مادرهایی که کودک و نوجوان دیابتی دارن بگید تا اون‌ها بدونن که در برخورد با بچه‌شون باید چی کار کنن.

اولین نکته‌ای که خیلی مهمه اینه که اکثر والدین تصور می‌کنن که خودشون باعث شدن که فرزندشون دیابتیه. یعنی احساس گناه می‌کنن. یادشون باشه که اصلاً دیابتی ربطی به اون‌ها نداره. یعنی اصلاً احساس «من باعث شدم، چون کار خطایی کردم که باعث شده که فرزندم دیابتی بشه»، این اشتباهه. دیابتی به خاطر یه سری مسائل دیگه‌ای هست که این اتفاق پیش اومده.

دومین مسئله وقتی این رو متوجه می‌شن باید یاد بگیرن که فرزندشون داره وارد یک دنیای جدیدی شده که این دنیا رو باید بدون پدر مادر بشناسه. یاد بگیره که همیشه این کنترل کردن قند خون و انسولین همیشه باید باهاش همراه باشه بدون پدر و مادر. در نتیجه روش زدنش رو باید بهشون یاد بده. حالا شاید بعضی از پدر مادرها می‌گن خب بچه من کوچیکه پس اون چیکار باید بکنه؟ باید اول خودش یاد بده به... حالا با عروسک آروم آروم و بعد قشنگ که یاد گرفت اجازه بده خودش این کار رو انجام بده که همین باعث می‌شه که فرزندشون اعتماد به نفسش بره بالا.

به بچه‌اش یاد بده تو گناهی نکردی و این دیابت احساس شرمندگی نداره. خیلی محکم وقتی که با دوستا توی جمع هر جا قرار می‌گیری اعلام کن که من یک دیابتی هستم. حتی توی مدرسه می‌تونی چیکار بکنی؟ در رابطه با دیابت خودت برای افراد و دوستانت، معلمت، نمی‌دونن؟ مثل یک انشا برای اون‌ها بنویس. یعنی توضیح بده که اصلاً دیابت چیه، چرا دیابت اتفاق افتاده و بهشون یاد می‌دی که الان من فقط یک تفاوت با شما دارم. این هستش که من انسولینم رو از بیرون می‌زنم خودم با قدرت و شما انسولینتون رو از درونتون میاد.

اول دبستان که بودم ۷ سالم که بود مدرسه می‌رفتم بچه‌ها رو می‌دیدم که خب خوراکی‌های مختلف می‌خورن. یه سریا حتی از بوفه مدرسه بستنی می‌گرفتن و من نمی‌تونستم بخورم. این تفاوتو احساس کردم. وقتی که اومدم خونه خب من مامانم تنها رفیقمه. یعنی همه صحبت‌هامو از همون موقع بهش می‌گم. اومدم خونه و بهش گفتم که مامان من احساس می‌کنم که با بقیه بچه‌ها متفاوتم. فرق دارم. بعد مامان خب نگاه کرد و بعد گفتش که بله شما فرق داری. خاصی، زیبایی، باهوشی. من اصرار داشتم که نه مامان یه فرق دیگه‌ای دارم و اون موقع مامان گفتش که خب بله شما سالم‌تر غذا می‌خوری. همین.

فقط یه نکته‌ای که هست بعضی از پدر مادرها نگرانن می‌گن نباید به کسی بگی چون مسخرت می‌کنه و یا اینکه دیابت باعث می‌شه که وای مثلاً تو ذهنشون بیاد واگیرداره وای خیلی وحشتناکه این‌ها اصلاً نیست.

راحت باشن در مورد دیابتشون یعنی هر کی با شما دوسته بدونه اصلاً مشکلی نداره یعنی من خودم اینجوری‌ام که دوستای... دوستا و اطرافیانم همه می‌دونن که من دیابتی‌ام و کسی مشکلی با این نداره. پس بیان بشه اصلاً ایرادی نداره. وقتی شما توی یه جمعی حداقل خیالت راحته که به جز خودت چند نفر دیگه هم توی جمع حواسشون هست.

می‌شه اگر روش درست، آموزش درست، زیر نظر افراد متخصص، یاد بگیرن که چطور این قند خونشون رو کنترل کنن، انسولین رو چطور بزنن، حتی اگر بالا و پایینم رفت هیچ اشکالی نداره طبیعیه یعنی یاد می‌گیرن که دیابت به هر حال چالش داره بالا پایین داره ولی یاد می‌گیرن که چطور با این دیابت کنار بیان.

و جالب اینجاست که توی دیابت بچه‌ها یاد می‌گیرن که نظم به چه صورته و حتی یاد می‌گیرن که ما به غیر از این نکته‌ای که گفتم دیگه تفاوت با بچه‌ها نداریم یعنی چی؟ توی کار کردن، تو درس خوندن، می‌تونن شاگرد ممتاز بشن، وارد دانشگاه بشن، حتی با رتبه یک. می‌تونن دکتر بشن. می‌تونن نقاش بشن. حتی یکی از مراجع‌هام برگشت گفت «می‌تونم آشپز بشم؟» گفتم آره. «می‌تونم تعمیرکار بشم؟» آره. هرجور که دوست داره در حدی که به اصطلاح آسیبی به جسمش نمی‌رسونه. بله وقتی که می‌تونه قند خون و به اصطلاح انسولینش رو به موقع بزنه.

الان تو این تایمی که هستم اصلاً دیابتمو محدودیت نمی‌بینم. اصلاً. من کاملاً برای آینده‌ام برنامه‌ریزی دارم. یعنی اصلاً بهش فکر نکردم که ممکنه نذاره اتفاق برام بیفته. برنامه طولانی مدت از لحاظ درسی، از لحاظ زندگی‌ای که قراره برام پیش بیاد، همه رو تو ذهنم آماده دارم.

دیابت موردی نیست که بخواد محدودیت بیاره برای حالا هر انسانی. الان من خود من شاید بتونم بگم مثال نقضی‌ام برای همه ترس‌ها و محدودیت‌ها که خب من ورزش حرفه‌ایمو کردم کما اینکه الان هم ورزش سنگین می‌کنم. تحصیلمو خدا رو شکر تا جای خوبی تونستم ادامه بدم و برنامه دارم برای ادامه دادنش توی مقطع دکترا. این ترسه نذارن باعث حالا محدودیت بشه.

خیلی ممنون خانم دکتر. متشکرم از اینکه اطلاعات خیلی خوب خیلی خلاصه و کاربردی در اختیار والدین کودکان و نوجوانان دیابتی قرار دادید.
انشاالله بتونیم بازم تو فرصت‌های بعدی از شما استفاده کنیم.
مرسی ممنون همچنین از شما متشکر که باشید. خواهش می‌کنم.

تأیید علمی شده

پرسش و دیدگاه

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تماس با دیابت 365

پاسخگوی شما هستیم

یکی از راه های زیر را برای ارتباط انتخاب کنید

  • چت آنلاین (24 ساعته)
  • 021-92000365 (تلفن)
0
شما این محصولات را انتخاب کرده اید0

بازگشت به فروشگاه